شهیـــد مـــهدی عــــباسی

شهیـــد علی عباسی خوشرودی -بسیج مسجد کاظمبیک بابل

شهیـــد مـــهدی عــــباسی

شهیـــد علی عباسی خوشرودی -بسیج مسجد کاظمبیک بابل

شهیـــد مـــهدی عــــباسی

آنچه ملاحضه می فرمائید در مورد شهید والا مقام مـــهدی عــــباسی-علی عباسی خوشرودی از بسیجیان پایگاه علی بن ابیطالب ع مسجد کاظمبیک بابل است که به همت اعضای واحد دانش آموزی این پایگاه پژوهش و ارائه شده است . انشاءالله مورد قبول قرار گیرد.
نام پدر : یحیی
تاریخ تولد : 1342/10/18
تاریخ شهادت : 1365/12/14

محل شهادت : شلمچه ، عملیات کربلای ۵ (با رمز یا زهرا سلام الله علیه)

محل تدفین : آرامگاه گله محله بابل

تاریخ تدفین : ۶ آبان ۱۳۷۵
نحوه شهادت :جراحات وارده به بدن
فرمانده گروهان

بایگانی

آخرین مطالب

طرح لایه باز فتوشاپ وصیت نامه و زندگی نامه شهید مهدی عباسی

شهید مهدی عباسی
شهید مهدی عباسی
شهید مهدی عباسی
شهید مهدی عباسی
شهید مهدی عباسی

زندگی نامه و وصیت نامه بصورت صوتی

 

دریافت
 
 
 

دریافت
 
میثم میثم
۱۶ خرداد ۹۶ ، ۲۱:۱۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

جهت دریافت مصاحبه ها 

اینجا کلیک نمائید ....


دریافت
حجم: 25.5 مگابایت



میثم میثم
۲۹ تیر ۹۴ ، ۰۶:۱۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر


 
  


میثم میثم
۲۹ تیر ۹۴ ، ۰۶:۱۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

میثم میثم
۲۹ تیر ۹۴ ، ۰۵:۵۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم 

وصیت نامه عرفانی روحانی شهید مهدی (علی) عباسی

و سلام بر نائب بر حقش امام خمینی حفظه الله تعالی و دامت افاضاته که خداوند او را از تمام بلا ها حفظ نموده و سایه او را از سر تمام محرومین جهان کم ننماید. امت اسلامی من ، خیلی حقیر ترو کوچک تر از آن هستم که به شما مطلبی را بگویم تا آن را با جان و دل پذیراشده و کمر همت برای عمل کردبه آن ببندید ولی چون اثرات ارزنده ی پیام شهید می تواند در روحیه ی اسلامی امت قهرمان داشته باشد تذ کراتی را عرضه می دارم . انقلاب و جمهوری اسلامی متعلق به همه ی شما است ،پیمان با امام را حفظ نمایید که  {مَن اِعتَصَمَ  بِالخمینی فقد اعتصم بالمهدی و من اعتصم بالمهدی فقد اعتصم باللهِ} و در این راه مقاوم و استوار باشید و واهمه و ترس همچنانکه تابه حال به خود راه نداده اید به خود راه ندهید تا به بهشت ابدی خداوند نائل شوید زیرا که خداوند تبارک و تعالی فرمود به پیغمبر خود (ص){فَاسَتِقم کَما اُمَرُتَ وَ مَن تابِ معک} استقامت نما همچنانکه امر شده و کسانی که تابع تو هستند و در جای دیگر می فرماید {إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا } قدر امام را بدانید امروز منزل مهدی (عج) جماران است. عاشقان و شیفتگان مولا ناحجة ابن الحسن العسکری نمی توانند که عاشق خمینی نباشند بخاطر اینکه خمینی فدا و فنای درِ مهدی (ع) شده است امروز انوار مطهر مهدی (ع) در چهره ولی فقیه ساطح است و ظهور دولت او نوید میدهد و خروش خمینی زمیمه حرکت مهدی علیه السلام است. همانطور که در ادعیه خصوصا دعای ندبه می خوانید که { اَیْنَ هادِمُ اَبْنِیَةِ الشِّرْکِ وَالنِّفاقِ} و سایر حرکتهای انقلابی حضرت حجت علیه السلام در ادعیه ذکر شده در شخص امام مجتبی است.نگین درخشنده روح الهی را در حلقه با صفا و روحانی وحدت حفظ نمایید گامهار ابر گامهای او گذارید زیرا او جذب گامهای مهدی علیه السلام است این را بدانید منتظر واقعی ساکت نیست ، خموش و گوشه گیر نیست انتظار عین حرکت است نه رکود و انحطاط و رفاه طلبی و جنگ ما با کفار یکی از ابعاد بارز این انتظار است و جبهه مَاوای منتظران و عاشقان آن شخص خفی و مرکز توجه اولیاء و طالب خون ابیعبدالله علیه السلام است و جنگ را سر لوحه امور قرار دهید و نکنداز انجام فرضیه الهی در این شرایط حساس طفره رفته و به بهانه جوئی مشغول باشید {اَلا اِنُّ اللهَ بما تعملون بصیر وَ هُوَ عَلیمُ بِذاتِ الصُّدوُرِ وَ اِلَیه تُحشَروُنَ وَ هُوَ شَدیدُ العِقابِ}و ای بهانه جویندگان و ای ثاقلین  در زمین و راضی شوندگان به حیات دنیا شرم نمایید از خون شهدای اسلام و عزیزانی که هنوز جنازه های مطهر آنان بدست خانوادهایشان نرسیده است و معلولین و مجروحینی که سلامتی خود را در راه بقای اسلام و جمهوری اسلامی دادند. کجاست غیرت و مرداندگی ایثار شما که اینگونه بی تفاوت و ساده از کنار این گفته میگذرید و بندگی شیطان و حب نفس را مقّدم بر عبادات خداوند کرده اید و آن را ترجیح داده اید به خود ایید و بر حال خود گریه کنید. آنان که ظهور و باکر امت دولت امام عصر علیه السلام را انتظار می کنند باید در خدمت جمهوری اسلامی باشند و خود را فدا کنند مملکت متعلق به امام عصر علیه السلام است و کوتاهی در این امر بسیار حساس خدای ناکرده؟ عغاوب شدیدی را در پی دارد انقلاب در متن حرکت مهدی است سازش به اندازه سر سوزنی به مخالفین اسلام نشان نمی دهند. و چطور حال مولا آنطور بوده و حال مدعیان پیروی امام عصر (ع) سکون و درماندگی است . اگر سالها  عبادت و شب زنده داری کنیدو برای جمهوری اسلامی قدمی برندارید بعید می بینم که آبرویی در نزد خدا توانسته باشید کسب کنید چون واجب اهم را همانطور که امام عزیز فرموده اند ترک نموده اید. مسائل اسلامی جنبی است و بظاهر ابر قدرتها مالک اسلامی را محاصره نموده اند و چگونه انسان نظاره گر غضب مسجد الااقصی و سایرباند  اسلامی باشند و فریاد بر علیه این ظلمها بر نیاورد باید با تمام این مخالفین مبارزه نمود. آنانکه نور اسلام را همچون خفاشان قابل تحمّل نمیدانند و با مسلّط نمودن جوّ ترس و ارعاب می خواهند صدای اسلام را در گلو خفه کنند ، بدانند که در سرزمینهای که پیشانی فقط برای خداوند تبارک و تعالی بر زمین عشق ساییده می شود عمل آنان پشیزی ارزش ندارد و انسانهایی که خریدار بازار عشق جمال حق هستند خریداری خود را شرک می دانند. امت اسلامی به منافقین لعنتی امان ندهید که آنان دشمن شعادت شما هستند و سبب اعوجاج و انحراف در اعتقاد شما می شوند و نوکری اجانب برای آنها لذت دارد در مقابل مخالفتها مقاوم و دندانشکن باشید . (و خیال نکنید که اخلاق حسنه و اسلامی در ساده بودن و نرم بودن است بلکه جاذبه در عین دافعه است.) کسانیکه زمزمه مخالفت و دشمنی بر علیه آیت الله منتظری حفظة الله تعالی را سر می دهند بدانند او همچون امام عزیز در دل های ما جا دارد  و صفات رهبری و اخلاقی و فقاهتی اسلام در او جلوه گر است. بروند قلب زنگار گرفته خود را شستشو دهند و حقایق را ببینند و در تاریکی ها  حرکت نکنند و گرنه نور امت اسلامی و حرکت خروشان آن تمام آنها را قانع  خواهد نمود تا کی می خواهند در منجلا به خودی ها پرسه بزند و کور کورانه قضاوت کنند شرم نمی نمایند از خون شهدا آنان در دخمه ها مخفی نشوند و بیش از این قلب امام زمان علیه السلام را بدرد نیاورند. مردم ، مسولیت همه ی شما سنگین است دریاهایی از خون شهدای اسلام همراه با پیامهای آنان در پیش رودارید وحدت اسلامی خود را حفظ نمایید ، دور محور الله تبارک و تعالی مجتمع باشید و از حزب شیطان گریزان که خدای تبارک و تعالی فرمود:{ إِنَّ الشَّیْطانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا } بحاری کنید که قلبها با هم متصل باشد نه جسم ها و عُلقه های معنوی که دوام دارد. تقوا را پیشه ی خود کنید تا خداوند تبارک و تعالی به شما فرقان عنایت کند و راه حق و باطل را بشناسید ودر این تمام همّت خود را بکار برید تزکیه نفس نمایید و خالص کنید خود را برای خدا اگر می خواهید به لقای حضرت حق برسید و با جمالش در رابطه باشید باید در این دنیا شهید شهوید و با سِیر تقوا و امداد های غیبی خداوند در مبارزه با نفس خود قطع علائق روح را از بدن حاصل نمایید . انقلاب درونی خود را ادامه دهید تا در میدان مبارزه و جهاد اکبر پیروز شوید . مبارزه با نفس را یکی از برنامه های ضروری خود قرار دهید. اگر اتصال به معدن عظمت را می خواهید باید کمال انقطاع را از هرچه غیر خدا ست حاصل نمایید هچنانکه ک معصومه علیه السلام می فرماید: { إِلَهِی هَبْ لِی کَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَیْکَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَاءِ نَظَرِهَا إِلَیْکَ حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِیرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِکَ} و خود را به اخلاق حسنه و معانی آن بیارایید و با این تصرف کامل پایگاه های شیطان در قلب بدست می آید زیرا جائی که بت خانه باشد خدا در آن نیست ، کعبه دل را مطهر کن تا نور خدا در آن جلوه گر باشد و راضی مباش تا او را در اختیار بیگانه قرار دهی {القَلبُ حَرَمَ اللهِ فَلا تُسکِن حَرَمَ اللهِ غَیراللهِ } وچه محبتی و رفاقتی بالا تر از محبت و رفاقت با خدا مولائی که دائماً مشغول فیض به انسانهاست و درِ خانه اوبه روی تمام تمام بندگان باز است و قبل از اینکه بنده اورا پیدا کند اورا راهنمایش است. اگر دوست دارید دائماً در ضیافت الله باشید با سجودی در پی برای حضرت حق خود را خالص کنید بخاطر اینکه ظرف آلوده آب زلال را آلوده می کند. در مشکلات و کار ها از اهل بیت عصمت و طهارت(ع) جدا نشوید {لاَنَّهُم وسَیلَتُنا اِلَی الله و اَرادی بِدَبِهِم وَمَن وَجَدَ مُقَبِلَ عَنهُم وَمَن قَصَدَهُ تَوجیهَهُ بِهِم} بی عشق این بزرگواران زنگی نوری ندارد و تاریکی محض در قلب برقرار است محیط قلب متروک و بی روح است و دائماً در حال پوسیدگی و از هم پاشیدن اما آنها حب آل محمد(ص) را بر سینه دارند همان حزب الله و همان عاشقان روح الله که این همه حماسه آفریدند هستند و فتح باب قلب بدون توجه این خاندان امکان پذیر نیت. و منشاء پیروزی داخلی و خارجی از ناحیه این بزرگواران است و بر شأن آنها است که { اِنَّما یُریدُ اللهَ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرَّجُسُ اَهلَ البَیتِ وَ یُطَهَّرَکُم تَطهیراً } نازل شده است و بدون آنها به ساحل نجات نتوان رسید.{اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدِ الْفُلْکِ الْجَارِیَةِ فِی اللُّجَجِ الْغَامِرَةِ یَأْمَنُ مَنْ رَکِبَهَا وَ یَغْرَقُ مَنْ تَرَکَهَا} به سعادت این بقایای نورانی از گوشت و پوست پیغمبر(ص) احترام وفا داری  داشته باشید که خداوند برکات زیادی برای شما نازل می فرماید و با اهداف و درس های اهل بیت آشنا شوید. قرآن و حدیث را بیشتر در میان خود رواج دهید، در نزد علمای اسلام زانو بزنید مسائل را از سرچشمه اخذ نمائید. فرصت ها را غنیمت بشمارید که مرگ در پی شماست. بجنبید که راه کوتاه است و آخرت ابدی . با ذکر مصیبت های آنان قلب خود را شستشو نمائید مصائب آنان باعث شفای قلوب شما است طبیبان تام خداوندی آنان هستند و بهتر آنکه در وصف آنان چیزی نگویم که من حقیررا چه لیاقت جرئت به ذکر آن مقامات شریفه ...{ مَوَالِیَّ لاَ أُحْصِی ثَنَاءَکُمْ وَ لاَ أَبْلُغُ مِنَ الْمَدْحِ کُنْهَکُمْ وَ مِنَ الْوَصْفِ قَدْرَکُمْ ‏وَ أَنْتُمْ نُورُ الْأَخْیَارِ وَ هُدَاهُْْ الْأَبْرَارِ وَ حُجَجُ الْجَبَّارِ} و ادعیه توجه زیادی داشته باشید و با تفکر آنها را بخوانید. با زمزمه های اهل بیت (ع) با خداوند تبارک تعالی آشنا بشوید زیارت جامعه کبیره و مناجات شعبانیه که من علاقه زیادی به این ادعیه داشتم بخوانید و به فرزندان خود بیاموزید. زیارت جامعه که خود یک درس امام شناسی عجیبی است که به استاد روحانی امر شد برای برداشتن پرده های اسرار احتیاج است . جلسات مذهبی و معارف اسلامی را با شکوه تر برگزار کنید و مساجد برای این کار حق اولویت دارند . در مساجد و نماز های جماعت و سایر اجتماعاتی که بنحوی در تثبیت جمهوری اسلامی نقش دارند شرکت کنید خداوند انشالله اجر همه آنها را به شما خواهد داد . در نماز جمعه حتماً شرکت نمائید و گوش به حرف های این و آن که کمر به دشمنی انقلاب بسته اند ندهید نکند که در این امر کوتاهی نمائید هدف که دشمنِ امام جمعه یا شخص خاص دیگری نیست هدف اسلام و وحدت اسلامی است چون امام جمعه گلوی پر خروش اسلام است و فشار ها از آن نقطه صورت می گیرد و چون سیل بنیان کَنِ هفتگی میثاق با امام جمعه با آن صورت می گیرد  هدف ابر قدرت ها نقش بر آب می شود . نوک پیکان زهر آلود دشمن بر صف شکن شماست. از سلسله جلیله روحانیت دست بر ندارید و این را بدانید اسلام بدون روحانیت هیچ است همچنانکه رهبرعزیز فرمود و این را می دانم که رو حانیت با شما ممزوج است و علاقه فطری در وجود تک تک شما امت اسلامی به آنها احساس می شود همچنانکه در این انقلاب ثابت نمودید قرین روحانیت بودن ، قرین بودن باخداوند و امام زمان علیه السلام است و این مصاحبت سبب می شود که منحرف نشده و خط اصیل اسلام را خوب تشخیص دهید و بر صراط مستقیم ثابت نمانید. و اما سخنی با طلاب عزیز من، هر چند حقیرتر هستم، خاک کف پای شما سرمه چشمان من، زیرا شما قدم زنان در دانشگاه و پادگانان امام عصر (عج) هستید ، من که بی صفایی بو از گل رخسار مهدی (عج) هستم . چطور برای شما مطلبی بگویم چطور من بی طهارت از کسی که { لایَمَسُّهُ الا المُطَهَّرُنَ } بنای صحبت از فرزندان این چنین شخصیتی را داشته باشم. برادرانشکر نعمت را بجای آورید مکان شما سفینه مهدی (عج) است و فرش زمین آن بال ملائکه الله است صفا و خلوص و زمزمه های عاشقانه شما چه معنویتی دارد! در ازای این توفیق بزرگ باید خواب راحت بر چشم نداشته باشیم و حریص مسائل علمی باشیم و محققانه سعی و کوشش در این راه نمائید . امت اسلامی منتظر قدوم مطهر شما در میان خود است اما بی بار نمی شود رسالت را به انجام رساند و برای حرکت در اجتماع به مسائل ، محیط باشید . درس را محور اصلی کارهای خود قرار دهید  و اوقات خود را بیهوده مصرف ننمائید. در مسائل اجتماعی تا حد ضرورت داخل شوید ، نه افراط و نه تفریط زیرا که در مسائل اجتماعی و سیاسی بیش از اندازه اگر داخل شوید درسِ شما را تحت الشاع خود قرار داده و روح آرام درسی شما را متزلزل می کند و تا دوباره این سواد بدست بیاید خیلی وقت از دسته رفته است . پایه های خودتان را در وقفه و فلسفه و اخلاق محکم نمائید و تاکید و تأیید امام امت ( امام خمینی ) را از یاد نبرید که فلسفه چیز عادی است و طلاب باید روی این دَرَش کار کنند و این کار سبب می شود که سطح معرفت شما رشد کرده و هدا را در کنار مسائل عرفانی مستقیم تر بیابید و همچنون امام امت معحونی از فلسفه وفقهه و عرفان باشید زیرا عمر تحصیلی زود گذر است وشمه ای از این تلاش و عمل شما در آینده مشخص می شود. از مسائل معنوی جدا نشوید و شما باید درصدر تمام مسائل معنوی باشید و نمونه بارز اخلاق حسنه در میانِ مردم طوری باشید که وقتی نظر به شما می کنند و یا مصاحبت با شما می نمایند از الفاظ و اعمال شما بهره مند شوند، بیاد خدا تبارک و تعالی بیفتند، و سعی کنید جلوه ای باشید، شمع وجود خود را بواسطه مهدی (عج) گرمی بخشید و قلب خود را با قلب عالم امکان متصل نمائید.

اگر مردم شما عزیزان را دوست دارن بخاطر این است که متصل به خداوند تبارک و تعالی هستید اگر لحظه ای این اتصال قطع شود از قلبها بیرون می شوند و کاری در تحقق اهداف اسلامی نمی توانید از پیش ببرید. چشم به مادیات دنیا نبرید که {  مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ ، إنَّ الدُّنیا بَحرٌ عَمیقٌ ، قَد غَرِقَ فیها عالَمٌ کَثیرٌ} انشاءالله که علمای عاملی خواهید شد. در اتصال جمهوری اسلامی به انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) نظاره گر باشید از روحانی عزیزم استاد محبوبم آیت الله محمدی حفظه الله تعالی تشکر و افر می نمایم این استادی که سیمای ولایتی و الهی الفاظ او تأثیر عجیبی در تمام برادران طلاب داشت و عشق خدا و مهدی (عج) و استمرار انقلاب اسلامی در او مشاهده می شود و از گرمی او ، ما گرما می گرفتیم استاد عزیز؛ من غلام و عبد خوبی برای شما نبودم برای همه زحماتی که برای ما کشیده بودید برای تربیت ما ها نتوانستیم آن طوری که هست حق آن را ادا نمائیم از شما رضایت می طلبم و خداوند انشاءالله در انجام            خواسته هایتان کمکتان نماید ابعاد وجودی شما را نتوان در گرده وصیت نتمه و آن هم از زبان این حقیر که محجوب است گنجاند.

واما خوانوده ی عزیزم من چه بگویم که شرمسار از زحمت شما هستم از شما معذرت می خواهم که کاری از دستم بر نمیاید که برای شما انجام دهم و اگر ناراحتی از جانب این حقیر ذلیل برای شما پیش آمد ببخشید و حلالم نمایید ، همچنین سایر مردم . مادر و پدر عزیزم شما خیلی دوست داشتنی بودید وقتی که شما تبسم یا خنده می نمودید در خود به وجد میامدم و زمانی که با شما روبوسی می کردم شوق عجیبی در خود احساس می کردم ، مادر جان گونه هایت و دست هایت را می بوسم ، برخورد رضایت آمیز شما با این طلبه ناقابل شرط معنویت را در من بیشتر می نمود و انگار سبک بال می شدم اما چه کنم که می خواست خداوند تبارک تعالی در این بوده که من در این راه شهید شوم و شما خیلی دوست داشتید که من در مجلسی شرکت کنم و به صحبتهای من گوش دهید مادر عزیز، فرق ندارد طلاب عزیز دیگر فرزندان شما هستند انشاءالله صحبنهای آنان به وجودت گرمی بخشد پدر و مادر و برادران و خواهران گرامیم صبر و مقاومت را از دست ندهید { اِن الله مَعَ الصابِرین...} و این امر توجه به مصائب اهل بیت (ع) خصوصا کربلای حسینی موثر می باشد یاد حسین علیه السلام در جا نها به خاطر مظلومیت او بسوزد من نمی دانم که زهرا علیه السلام چه طاقتی در شهادت او آورد با آن درد پهلو و سیلی بر صورت و زخم بر بازویش آن زمانی که جنازه های آن در زیر گرمای شدید کربلا تفتیده می شد کسی نبود با آنان دستی بزند بلکه با سُم اسبان جنازه های شهدا را شستشو می دادند . ما در جان و پدر جان اگر مصیبتی خوانده شود در تشیع جنازه من دوست دارم مصیبت حضرت زهرا علیها السلام را زیاد بخوانید من خیلی علاقه بوجود صدیقه طاهره داشتم و اگر مجالی هست زیارت او را نیز زیاد یاد آور شوید و بخوانید { اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ، وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِکَ } به زیارت جامعه خیلی علاقه داشتم تگر بعضی مواقع دوستان و آشنایان فرصتی نمودند ودر قبر من جمع شدند این زیارت را زمزمه کنند انشاءالله خداوند اجر شان دهد. مرا در آرامگاه گله محله زیر پای برادر غزیزم آن سالک با تقوای و طلبه مخلص شهید محمد قبومی که توفیق رفاقت با چنین شخصیتی نصیبم شده بود دفن نمایید و اگر مزاحمتی برای شما ایجاد می شود در اطراف قبر برادر دیگرم عاشق حسین (ع) و مداح اهل بیت عصمت و طهارت مهدی نصیرائی «الله شفاعتهما» باشم... دفن نمایید تا در جمع این دو برادر که کسانی که با امام و انقلاب اسلامی مخالفند راضی نیستم در تشعیع جنازه ام شرکت کنند. بروند بیش از این در ظاهر دوستی و در باطن دشمنی نکنند و خیال نکنند که امت اسلامی را با کسب وجه دوستانه در تشیع جنازه شهید مسخره می کنند {اللَّهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ} ، بدانند دو روئی زود بر سوائیشان می کشاند و نگویند که انقلاب برای ما چه کرده است بروند ببینند خودشان برای انقلاب چه کرده اند ضعف از ناحیه شما است نه انقلاب ، کمی از وابستگی دنیایی در بیائید و اهداف شهدا مجروحین و معلولین را نظاره نمایید بعد قضاوت کنید و صحبتی با برادران و خواهر عزیزم، شما ها وارث خون شهدای اسلام از صدر تا حال هستید والحمدِ لله که خانواده ما محفل حزب اللهی داشت، که انحراف در آن راه نداشت و لِلّه الشُکر اکنون و الان که خانواده شهید هستید و این توفیق نصیب شما شده است شکر خدا کنید و با دلی قوی تر در صحنه ها حاظر باشید بعد از من سنگر های اسلام را پر نگه دارید و از برادر عاصی و کوچکتر از همه شما بشنوید وعده خداست که پیروزید اگر لِلّهقیام نمائید و لله فدا شوید ، در این امر سستی ننمائید که سعادت همین است.

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

هفت تپه 1365/1/21

  

میثم میثم
۲۹ تیر ۹۴ ، ۰۵:۳۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

زندگی نامه شهید مهدی عبّاسی

شهید مهدی عباسی 18 دی 1342 دیده به جهان گشود . در دوران کودکی فردی با ادب بود، در مسائل درسی سستی به خرج نمیداد، دوران دبستان را در مدرسه بدر و دوران راهنمایی را در مدرسه شهید رمضانی و دوران متوسطه را در دوران هنرستان راه و ساختمان با موفّقیّت به پایان رسانید... در اوایل انقلاب، 14 سال داشت و با آن سنّ کم در کنار برادران و دوستان بزرگتر از خود در تظاهرات و در فعّالیّت ها تا آنجا که میتوانست شرکت مینمود شهید مهدی بعد از اتمام تحصیلات متوسّطه و اخذ دیپلم، راه نورانی حوزه را انتخاب کرد و علوم معارف الهی قرآنی را که همان راه اولیا خدا و علمای جامعه اسلام است را بر سایر علوم ترجیه داد؛ گویا به جزء حوزه هیچ چیز قلب پاک و عاشقانه او را تسکین نمیداد و عاقبت نیز با همان لباس رو حانی، در حالی که ترکیبی از لباس عرفان الهی و جهاد مقدّس را به تن داشت، به سوی معشوق عروج نمود... گوشه ای ازخصوصیات اخلاقی شهید:

شهید مهدی، خلق و خویی آرام داشت و در خانواده، احترام فراوانی به بزرگترها مخصوصا به پدر و مادر میگذاشت و دائما مراقب بود تا مبادا کاری کند که والدین او از ایشان رنجیده خاطر شوند. مبارزه با نفس و خودسازی از برنامه های تفکیک نا پذیر زندگی اش بود و در این راه، نماز های مستحبّی به خصوص نماز شب و روزه داری و خویشتن داری را بسیار انجام می داد. امر به معروف و نهی از منکر را در حدّ توان انجام داده و سستی در این امر مهم به خرج نمیداد. شهید با مجلس دعا و راز و نیاز انس وافری داشت و اکثر اوقات در این گونه محافل اختیار زاری و تضرع را از کف می داد و برای لحظه ی اتصال به معشوق معدن عظمه بی قراری می کرد . سرانجام در تاریخ 14/12/1365 در ادامه ی عملیات (کربلای 5) در حالتی که فرماندهی گروهان را به عهده داشت و لباس رزم بر تن و عمامه بر سر در مقام علم و عمل در کنار دایی محترمشان، جانشین گردان ویژه شهدا، شهید حمید رسولی به ملکوت اعلاء پرواز نمودند . 

                                 والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته          

میثم میثم
۲۹ تیر ۹۴ ، ۰۴:۴۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

خاطرات شهید علی عباسی خوشرودی

خاطره‌‌ای از دوست شهید: بنده با جناب حجه الاسلام پور موسوی و دوستان با هم بودیم یادم هست که ایشان یک شب برای نماز شب بیدار نشدند که من به آنها گفتم بروید ببینید مهدی سر به شجده گذاشته روز روشن شد و ایشان هنوز در سجده بودند مهدی آن روز صبحانه نخوردند حتی نهارش را مختصری خورد خیلی غمگین بودند غروب آن روز بود با هم نشسته بودیم من به مهدی گفتم مهدی نماز شب پا نشدی ایشان یک لبخندی دردناکی زد و از پیش ما پا شد و رفت ایشان اهمیتی فروان به نماز شب و شب زنده داری می داد. خاطره‌ایی از دوست شهید: مادر کردستان بودیم در سنگر بسیار هوا سرد بود کسی جرات نمی‌کرد پایش را بیرون بگذارد دیدیم که نیمه‌های شب جای خواب مهدی خالی است من خیلی حساس شدم که ببینم که ایشان کجاست آمدم بیرون دیدم زیر یکی از این شیارهایی که زیرش خالی بود مشغول نماز خواندن است که صدای ناله‌اش به گوش می‌آید و دیدم که دست مهدی که در قنوت نماز شب است یخ زده بود باز نمی‌شد به من گفت که برو آن بخاری را بیاور تا دستم را گرم کنم تا دستم باز شود. خاطره‌ایی از دوست شهید: من یادم هست که یک پیراهن عربی که از مکه برایش آورده بودند می‌پوشید و پای برهنه می‌آمد آن ضلع جنوبی مدرسه رو به قبله می‌‌ایستاد زیارت جامعه کبیره را در شبهای جمعه می‌خواند و مدت چند سالی را که با ایشان هم حجره ‌‌ایی بودم شبهای جمعه را که مدرسه می‌ماندم واقعاً می ‌‌دیدم ایشان تا صبح شب جمعه وا مطلقاً نمی‌خوابد معمولاً بیدار بود.


--------------------------------------------------

ایشان از طلاب حوزه علمیه روحیه بودند که بسیار به مسائل معنوی اهمیت می دادند و در این امور خیلی حساس بودند. از آیت الله محمدی (مسؤول حوزه علمیه روحیه) نقل شده است که شهید محمد مهدی عباسی یک بار موفق نشده بود که نماز شب بخواند و وقتی که بیدار شدند فهمیدند که اذان صبح شده و وقت نماز شب گذشته است ،خیلی ناراحت شدند. ایشان بعد از نماز صبح ،نماز شب قضا شده خود را بجا آورده و سر بر سجده گذاشته و سر از سجده بر نداشته مگر برای کلاس، مباحثه و نمازهای یومیه و با کسی حرف نزدند تا شب بعد که موفق شدند نماز شب را به جا آورند و بعد از خواندن نماز شب به حالت خود باز گشتند.

-----------------------------------------

به نقل از یکی از دوستان شهید:

روزی ایشان را غمگین دیدم،علت را جویا شدم تا آن زمان نمی دانستم که ایشان از افراد گروه ضربت عملیاتی در جبهه هستند و در مواقع ضروری به وسیله پیک یا تلفن برای حضور در جبهه فرا خوانده می شوند.ایشان قضیه رو برایم تعریف کرد و گفت:((چون الان ایام درس و امتحانات است ،استاد حوزه اجازه رفتن به من نمی دهد))با هم نزد نماینده حضرت امام و امام جمعه بابل رفتیم و قضیه را با او در میان گذاشتیم، ایشان فرمودند:((آیت الله محمدی در حوزه علمیه روحیه فردی است انقلابی و حرف او حرف من است))پس از آن شهید بزرگوار توانست با موافقت استاد به جبهه برود.

-------------------------------------

میثم میثم
۱۱ تیر ۹۴ ، ۰۶:۰۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

کوه‌های استوار شمال را سعادتی بس بزرگ است که استقامت مردان مردستان کارزار، به آن تشبیه می‌شود. دریا دلانی که قامت سترگشان در کمرکش کوران خمپاره و ترکش ، البرز را شرمنده کرده است. مهدی عباسی، مردی دیگر از سروستان بابل است که زندگی‌اش دریای الطاف الهی بود و شور جوانیش با شعور عرفانی آمیخته بود که تأمل در آن بی‌شک ره گشای ما غفلت زدگان پس از جنگ خواهد بود: مهدی عزیز سال 1343 در سحرگاه نیمه شعبان- آن‌گاه که یگانه منجی عالم بشریت، زمین را با قدومش منور ساخت- در شهرستان بابل دیده به جهان گشود . خانوادة متدین و متعهد، نهال نوپای خویش را با مراقبت و تربیت صحیح بزرگ کرده و روانة مدرسه نمود تا الفبای صفا و صمیمیت را با علم و دانش به هم آمیزد و جایگاه مؤثری در رشد و هدایت جامعه پیدا کند. دبستان «بدر»، مدرسه راهنمایی«شهید مرتاضیان» و سپس هنرستان راه و ساختمان ، هر یک پس از دیگری پله های ترقّی مهدی بودند که با موفقیت طی شدند . در اوائل انقلاب، او نوجوانی 14 ساله بود که ضمن تحصیل، از مبارزات نیز غافل نبود. و از هیچ تلاشی برای نیل به آرمان و اهداف والای امام و انقلاب فروگذار نمی کرد . پس از انقلاب نیز این جوان مبارز ، با شور و شعوری برگرفته از مکتب راستین تشیع، همراه با تحصیل، از کوشش فراوانی در تداوم دستاوردهای انقلاب اسلامی داشت او به خاطر علاقة فراوانی که به امام داشت ، به هیچ کس اجازة کوچکترین جسارتی را نسبت به ایشان نمی‌داد. آری! مهدی مرید بود و امام مراد، مهدی عاشق بود و او معشوق و مهدی پروانه ای بر گرد شمع وجود امام خمینی(رحمه الله علیه) بود. او تحصیلات متوسطه را به پایان رساند، امّا هیچ‌گاه روح تشنه‌اش با دروس دبیرستانی سیراب نگشت و چون می‌دید که انقلاب عظیم ایران با رهبری روحانیان دست از جان شسته به پیش می‌رود، همان‌ها که عقال من و ما را از تن رهانیده و با سینة سفید خویش، به استقبال سرخی گلوله‌ها رفتند. او نیز رهسپار کوی دلدادگان عاشق شد، و قدم بر بال ملائک نهاد و با جدیت هر چه تمام‌تر به فراگیری علوم آل محمد(علیهم السلام) پرداخت. مدرسة علمیة بابل، آشیانة پرندگان سبک بالی چون مهدی عباسی بود که از آنجا پرگشوده و با سر کشیدن جام شهادت، ره صد ساله را یک شبه پیموده‌اند. شهید عباسی، در میدان جنگ نیز از پیشگامان مبارزه با دشمن بعثی بود. همان‌گونه که در میدان جهاد با نفس، پشت شیطان را به خاک می زد، در میدان جنگ نیز از پیشگامان مبارزه با دشمن بعثی بود. عملیات‌های نامی رمضان ، والفجرچهار ، بدر و والفجر هشت، طعم شیرین حضور مهدی را در خاک تفدیدة جنوب و کوه‌های سخت غرب، چشیده بودند. خصوصیات بارز اخلاقی مهدی، زبانزد طلاب و همرزمانش بود. نبود رزمنده‌ای و طلبه‌ای که گریه‌های شبانة مهدی را نشنیده و بر حال شیرین او غبطه نخورده باشد . شوق مناجات در درونش موج می‌زد و در خلوت با معشوق و گریه‌های شبانه‌اش بروز می‌کرد. او که بر مدار تکلیف الهی می‌چرخید، اینک می‌دانست که وقت، وقت پیکار است و دست ، میزبان اسلحه ، از این‌روی قلم و کرسی را رها کرده و به جبهه شتافت. «مهدی» پس از سال‌ها نبرد و مبارزه و کشیدن آه حسرت در فراق یاران سفر کرده ، آن‌گاه که در سمت فرماندهی گروهان در کربلای پنج ، مشغول رزم بود ، در 14/12/65 مرغ جانش تاب و توان ماندن از کف داده و ققنوس وار در آتش عشق جمال دوست پرپر شد و سالیان سال جسم پاکش غریبانه بر روی زمین، زینت بخش خاک جبهه‌های جنوب بود. سرانجام پس از سال‌ها دوری، چشمان منتظر را با قدومش روشن ساخت و بعد از تشییع با شکوه در بابل، در جوار همرزمان شهیدش آرام گرفت. «روحش شاد و راهش پر رهرو باد»

میثم میثم
۱۱ تیر ۹۴ ، ۰۶:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر